Zohore

  • خانه 

آموختن اهمیت کار

.

🔸آموختن اهمیت کار به کودکان 

 

 معلم بایستی شاگرد را بر اساس افتخار به کارگری و تولید اقتصادی تربیت کند. معلم باید در حضور شاگردان، دست در گِل کند و کاری انجام دهد تا مسئلۀ افتخار بودن میزنشینی، و ننگ بودنِ پا توی گل کردن که میراث فرهنگ غربی است از جامعه ما ریشه‌کن شود. این کار را فقط معلم می‌تواند انجام دهد. 

 

 برای مسلمان‌های صدر اسلام، نشستن ننگ بود و تا زانو در گِل رفتن، بیل زدن، عرق ریختن، بار سنگین بردن، برایشان افتخار بود تا زمانی که چنین بودند، عزیز و مولد بودند، فقیر و محتاج نبودند و دستشان جلوی دشمن خدا دراز نبود. 

 

 برای مؤمن ننگ است که از نظر ایده و عقیده، با دشمن خدا قهر باشد اما با پول او و با کمک فنی او آشتی باشد:«قهرم با تو، اما دوستم با صنایع تو و محتاجم به تو!» این، درست نیست. معلم باید این حالت قهر را که در ایدئولوژی دارد، در عمل، در حرکت، در انتخاب و در کل وجوه استقلال حفظ کند.

 

 چطور این کار را کند؟ وقتی می‌بیند این اختراع از خارج است، شرمنده باشد. وقتی می‌بیند لباس و کفش و فرش و وسایل زندگی‌اش از خارج آمده، با عرق شرم آن را مصرف کند، نه با افتخار.

 

ضرب‌المثل «گدایی اگر ننگ نبود، گنج بود» را شنیده‌اید؟ مثل اینکه گدایی در صنعت، دیگر ننگ نیست! گدایی در تکنیک، ننگ نیست! معلم باید در فکر این بچه بچکاند که آنچه از دیگران مصرف می‌کنی گدایی است و گدایی به هر صورت ننگ و زبونی است. 

 

 

برنامه ریزی برای حضور بچه ها در نماز جمعه

08 شهریور 1405 توسط عليه مرشدي

برنامه‌ریزی برای حضور بچه‌ها در نماز جمعه 

بچه‌هایتان را با خودتان به نماز جمعه بیاورید تا گرگِ ضدانقلاب، آنها را نبرد.
جمعه‌ها که می‌خواهید برنامه بریزید، همیشه میهمانی برگزار نکنید که بعد بگویید: اگر ما نماز جمعه برویم، دیگر به مهمانی نمی‌رسیم یا صاحب‌خانه منتظر ماست یا ما منتظر کسی هستیم.

روز جمعه را گذاشته‌اند برای جمع. چرا اسمش «جمعه» است چون این روز برای جامعه است، برای مردم است، برای همگان است. حالا اگر کسی در این روز کمی دیرتر غذا خورد یا کمی دیرتر مهمان بر او وارد شد، اشکالی ندارد.

این روز را خیلی اهمیت بدهید و از صبح مواظب باشید که برنامه‌اش با برنامۀ روزهای دیگر فرق داشته باشد.

 

 نظر دهید »

برنامه ریزی برای حضور بچه ها در نماز جمعهذ

08 شهریور 1405 توسط عليه مرشدي

برنامه‌ریزی برای حضور بچه‌ها در نماز جمعه 

بچه‌هایتان را با خودتان به نماز جمعه بیاورید تا گرگِ ضدانقلاب، آنها را نبرد.
جمعه‌ها که می‌خواهید برنامه بریزید، همیشه میهمانی برگزار نکنید که بعد بگویید: اگر ما نماز جمعه برویم، دیگر به مهمانی نمی‌رسیم یا صاحب‌خانه منتظر ماست یا ما منتظر کسی هستیم.

روز جمعه را گذاشته‌اند برای جمع. چرا اسمش «جمعه» است چون این روز برای جامعه است، برای مردم است، برای همگان است. حالا اگر کسی در این روز کمی دیرتر غذا خورد یا کمی دیرتر مهمان بر او وارد شد، اشکالی ندارد.

این روز را خیلی اهمیت بدهید و از صبح مواظب باشید که برنامه‌اش با برنامۀ روزهای دیگر فرق داشته باشد.

 

 نظر دهید »

حالا نوبت آمریکاست

04 شهریور 1405 توسط عليه مرشدي

.
حالا نوبت آمریکاست!

کسانی به امام سجاد (ع) اصرار می‌کردند که بیایید مثل پدرتان، قیام کنید. ظاهراً تنور آتشی در منزل امام بوده است. امام باقر (ع) نقل می‌کنند که: پدرم به اینهایی که اصرار می‌کردند، فرمود: «منْ فِيكُمْ تَطِيبُ نَفْسُهُ أَنْ يَأْخُذَ جَمْرَةً فِي كَفِّهِ فَيُمْسِكَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟»: كدامتان حاضر است یک تكه از این آتش‌ها را در دست بگيرد و آن قدر نگه دارد تا خاموش شود؟! دیدم اصلاً هیچکس نمی‌آید؛ من گفتم: «پدر، من حاضرم». پدرم گفت: «منظورم شما نیستی». دوباره فرمود: «منْ فِيكُمْ تَطِيبُ نَفْسُهُ أَنْ يَأْخُذَ جَمْرَةً فِي كَفِّهِ فَيُمْسِكَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟». دوباره دیدم هیچکس نمی‌آید و من گفتم. باز پدرم گفت منظورم شما نیست. بار سوم هم به همین ترتیب. من دیدم این اصحاب آنقدر خجالت‌زده و شرمنده شدند که دوست دارند زمین بشکافد و بروند داخلش. پدرم هم دلش به حال آن‌ها سوخت و رهایشان کرد.

ببینید! این صحبت امام سجاد (ع)، حرف خداوند خطاب به همۀ ماست. این سؤال امام سجاد (ع)، در واقع نسل‌به‌نسل تکرار می‌شده؛ اما هیچ نسلی حاضر نشد این «جَمَره» (حبۀ آتش) را بردارد. امام راحل نگاهی به مردم کرد و در مردم #وفا احساس کرد؛ چون مردم‌شناس بود؛ لذا در پاسخ به ندای «منْ فِيكُمْ تَطِيبُ نَفْسُهُ أَنْ يَأْخُذَ جَمْرَةً فِي كَفِّهِ فَيُمْسِكَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟» گفت: «ما بر می‌داریم!». بنابراین به او مأموریت دادند که آتش را بگیرد.

اولین آتشی که امام (ره) گرفت، آتش شاه و ساواک بود. به امام(ره) گفتند اینها را اینقدر بگیر تا سرد بشود. مردم هم گفتند: هرچه امام در دست گرفت، ما در دست می‌گیریم. شاه و ساواک، آتشِ سرخ بودند. گرفتن آتش یعنی بدنت بسوزد، تاول بزند، تکه‌تکه گوشتت بریزد؛ اما آتش را زمین نگذاری تا سرد و زغال بشود. این شهیدها، جانبازها، شلاق‌هایی که در زندان می‌خوردند، تعقیب‌ها، هجوم به خانه‌ها و …، همۀ اینها تکه‌تکه‌های گوشت بود که می‌ریخت، همه اینها به خاطر گرفتنِ آتش در دست بود. ولی امام تا آخر کوتاه نیامد. به مدت 15 سال از نیمۀ خرداد 42 تا 22 بهمن 57، «امام» و «امت» این آتش را گرفتند تا سرد شد. بعد هم آتش صدام و حكومت بعثی را گرفتند تا سرد شد.

سپس به امام گفتند آتش بعدی را بگیر؛ امام گفت: بعد از شاه، نوبت آمریکاست. هرچه که با شاه پیش آمد، باید با آمریکا هم پیش بیاید. آمریکا و اسرائیل، عین آتش هستند؛ باید در دست گرفته بشوند تا سرد بشوند.
#مقاومت به معنای گرفتن این آتش است. این آتش دارد سرد می‌شود. آمریکای سال 58 کجا، آمریکای اکنون کجا! این راهپیمایی‌هایی که در عالَم واقع میشود، جرأت‌هایی که مردم دنیا پیدا کرده‌اند و پرچم آمریکا را مرتباً آتش میزنند، علامتِ سرد شدنِ آتش است. وقتی در کل جهان، همان حالتی ایجاد شود که در کشور ما پیدا شد، آن آقا می‌آید. ما باید دعا کنیم که امت‌ها، در این راهی که آمده‌اند تا آخر بروند.
در فلسطین، این آتش را بدست گرفته‌اند. هرکس بگوید: «فلسطین به ما چه ربطی دارد، آنها خودشان یک ملت هستند و ما هم برای خودمان ملت دیگری هستیم»، این آتش را زمین گذاشته است. اگر کسی در این زمان، این آتش 40 ساله را زمین بگذارد، گناه چهل نسل قبلی را باید جواب بدهد. چرا؟! چون امام زمان (ع) می‌گوید: چهل نسل که این آتش را بر نداشتند، حالا شما هم که برداشته‌اید، بعد از چند سال می‌خواهید آن را زمین بگذارید؟!

اين همه شهید، سوختگی‌های دست امت است كه #تش_استكبار را نگه داشته و تاكنون از نگه داشتن آن خم به ابرو نياورده است. اين آتش بالاخره سرد خواهد شد، همان طور كه شاه و صدام سرد شدند. امام با سرد شدن آتشِ شاه، به ميان ما برگشت و آن امام منتظر نیز با سرد شدن آتشِ_استكبار است كه زيارتش خواهیم کرد. مسئله، مسئلۀ گرفتن آتش در دست است. این رسالت امروز ما است.

 نظر دهید »

هفت فایده کم تر صحبت کردن

13 تیر 1405 توسط عليه مرشدي

هفت فایده‌ کم‌تر صحبت کردن:

1. شما اسرارتان را فاش نمی‌کنید.
2. حرف‌های احمقانه و بی‌معنی‌ نخواهید گفت.
3. وقتی صحبت می‌کنید مردم بهتر به حرف‌هایتان گوش می‌کنند.
4. برای مردم سخت است که از زندگی خصوصی و دنیای درون‌تان سر در بیاورند.
5. مردم شما را بالغ‌تر، جذاب‌تر و عاقل‌تر به می‌دانند.
6. مردم برای شما و مرزهایتان بیشتر احترام می‌گذارند.
7. حرفی نمی‌گویید که در آن توهین و بی‌احترامی به دیگران باشد 

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

Zohore

جستجو

موضوعات

  • همه
  • . رفیق اولِ بچه‌هایتان باشید | بچه اگر عاشق پدر نشد، عاشق دین پدر نمی‌شود
  • آداب معاشرت
  • آقایون حرف های همسرتان گوش دهید
  • آموختن اهمیت کار
  • اخلاقی
  • امام حسین (ع)وزینب کبری در چه محیطی رشد کردند
  • انسانِ درختی و انسانِ بوته‌ای
  • انقلابیون
  • اگر برای کار فرهنگی خرج نکنیم
  • اگر صلح کنیم وبعدش دوباره جنگ باشد چه فایده دارد
  • بدون موضوع
  • برای خانمت وقت گفتگو‌بگذار
  • برنامه ریزی برای حضور بچه ها در نماز جمعه
  • تاثیرگذاری بیشتر داستان نسبت به نصیحت برای کو دک
  • تربیت شبیه درختکاری
  • تربیت فرزند
  • تشیع پیکر رهبر آزمونی برای وفاداری امت
  • توحید در پذیرش ولایت
  • جنایت برای تفریح
  • جنگ ۸ساله
  • حالا نوبت آمریکاست
  • روزه اول ماه محرم برای بچه دار شدن
  • شرکت در تشیع شهید واحیای انگیزه شهادت در انسان
  • شهادت رهبر
  • فرزندم نماز نمی خواند
  • مراقبت نسبت به عادت کردنِ کودک به برهنگی
  • مردم محوراصلی تولید قدرت
  • مقاومت تنهاراه عزت است
  • مناجات شعبانیه
  • مهدویت
  • هشت روز تحریم قوی تر از نیم قرن تحریم
  • هفت فایده کم تر صحبت کردن
  • پدر جامع
  • چند سال قبل از ظهور
  • یاد خدا از سنخ توجه قلبی است نه ذهنی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس